کوچینگ چیست؟ کوچینگ فرایندی هدف دار است که به افراد، کسب و کارها و سازمان ها کمک میکند تا قابلیت ها و ظرفیت های پنهان خود را کشف کنند و به بهترین نسخه از عملکرد خود برسند. برخلاف آموزش یا دستورالعملهای مستقیم، کوچینگ بر پرسشهای قدرتمند، بازخورد مؤثر و ایجاد خودآگاهی عمیق تکیه دارد. به همین دلیل است که امروزه شرکتهای بزرگ و حرفهایترین مدیران جهان، کوچینگ را نه یک انتخاب برتر برای رسیدن به موفقیتها و عبور از چالشها و گرههای فردی و سازمانی میدانند، بلکه ضرورتی برای رشد فردی، رهبری اثربخش و موفقیت پایدار میدانند…
در اواسط دهه 1990، موسسه فناوری ماساچوست (MIT)، یک پژوهش گسترده درباره کارکنان و سازمانهای بیرونی انجام داد تا راههای ارتقای اثربخشی مدیران خود را شناسایی کند. این تحقیق بر این باور استوار بود که در دنیای کاری امروز، سیستمهای مدیریت عملکرد باید از کارکنان دانشی (knowledge workers) پشتیبانی کنند؛ یعنی افرادی که ارزش اصلی برایشان “یادگیری، بهکارگیری و بهاشتراکگذاری دانش” است. سازمانهایی که میخواهند از ظرفیت کارکنان دانشی بهرهبرداری کنند، باید سبک مدیریتی خود را از مدیریت دستوری و کنترلی به سمت سبکی مشارکتی و مشورتی تغییر دهند. این سبک مدیریتی در تحقیقات امروز، همان کوچینگ نامیده میشود.
در این مقاله از سیتاپ، به کوچینگ و نقش آن در رشد سازمانها و زندگی افراد پرداختهایم. با سیتاپ همیشه همراه، همراه باشید!
تعریف کوچینگ به زبان ساده
در اصل، کوچینگ به معنای تغییر نقش مدیر از کنترل و نظارت صرف، به نقش مشاور و همراه است. بهعبارت دیگر، کوچینگ نوعی مشارکت سازنده میان مدیر و کارمند ایجاد میکند که طی آن، هر دو طرف به درکی مشترک از اهداف و روشهای دستیابی به آنها میرسند. کوچینگ بهعنوان رویکردی مستمر در مدیریت افراد:

- فضایی واقعی برای انگیزش و بهبود عملکرد ایجاد میکند.
- فاصله میان عملکرد واقعی و عملکرد مورد انتظار کارمند را کاهش میدهد.
- احتمال موفقیت کارمند را افزایش میدهد، چرا که با بازخورد بهموقع، شناسایی نقاط قوت، شفافیت و حمایت مداوم همراه است.
در چرخه مدیریت عملکرد، کوچینگ به معنای ارائه بازخورد و حمایت مداوم به کارکنان در طول سال است. کوچینگ به کارمند این فرصت را میدهد که در همان لحظه درباره نقاط قوت و ضعف عملکرد خود بداند و همراه با مدیر، راهکارهایی برای اصلاح یا بهبود رفتار خود پیدا کند. به این ترتیب، کوچینگ در کسب و کار یا همان بیزینس کوچینگ، نهتنها ابزاری برای افزایش بهرهوری کارکنان است، بلکه به ایجاد فرهنگ یادگیری، رشد فردی و موفقیت سازمانی نیز کمک میکند.
کوچینگ سازمانی چیست؟ کوچینگ سازمانی، یک رویکرد توسعه و تحولمحور برای کار و تعامل خلاقتر و هدفمندتر در سازمان است. کوچینگ سازمانی میتواند به افراد در توسعهی تواناییهای شخصی، مهارتها و ظرفیتهای درونی و بین فردی اعضای یک سازمان کمک کند. کوچینگ سازمانی میتواند به اعضای سازمان کمک کند تا در قدم اول، در مورد چالشهای خود بیشتر و بهتر بدانند و در قدم دوم، آیندهی مطلوب سازمان خود را آگاهانه انتخاب و به سوی آن حرکت کنند. چند سالی است که عبارتهای جدیدی به نام کوچینگ و کوچینگ سازمانی، بر سر زبانها افتاده. در این مقاله از سری مقالات سیتاپ سعی کردیم با تمرکز و نگاه ذرهبینی به فلسفهی کوچینگ و ابعاد مختلف کوچینگ سازمانی بپردازیم.
انواع کوچینگ در کسب و کار
موثرترین نوع کوچینگ در کسب و کار بستگی به نیازهای کلی کارکنان یک سازمان دارد. در ادامه، سیتاپ از انواع کوچینگ در کسب و کار برایتان خواهد گفت:
کوچینگ اجرایی (Executive Coaching)
این نوع کوچینگ، مهارتهای رهبری کارکنان در سطح بالا را توسعه میدهد و به آنها میآموزد که ضعفهای عملکردی را شناسایی کنند. با یادگیری ارزیابی نیازهای هر عضو تیم، مدیران اجرایی میتوانند حمایت بهتری از تیمهای خود ارائه دهند و در راستای اهداف کلان سازمان کار کنند.
کوچینگ عملکردی (Performance Coaching)
این نوع کوچینگ در دسترس تمام کارکنان است و هدف اصلی آن بهبود عملکرد شغلی است. مربیگری توسط مدیران یا همکاران، با عملکرد بالا انجام میشود و باعث افزایش رضایت، بهرهوری و همچنین کمک به کارکنان در ایجاد مجموعه مهارتهای مرتبط میشود.
کوچینگ تیمی (Team Coaching)
این نوع کوچینگ، ارتباط و همکاری بهتر میان اعضا را تسهیل میکند و اغلب برای تیمهای مدیریتی بهکار میرود تا همافزایی در محیط کار تضمین شود. همچنین میتوان از آن بهطور عمومی یا برای کمک به گروهی خاص در مواجهه با چالشهای کاری مشخص استفاده کرد.
کوچینگ مجازی (Virtual Coaching)
این نوع کوچینگ از راه دور و ازطریق ویدئوکنفرانس برگزار میشود. اگر کوچ، باتجربه باشد و جلسات بهشکلی ساختارمند طراحی شوند، اثربخشی آن درست به اندازۀ جلسات حضوری خواهد بود!
کوچینگ همتا (Peer Coaching)
در این نوع کوچینگ، فرد از یک همکار همسطح یا در سطح شغلی مشابه خود، آموزش و راهنمایی دریافت میکند. به همین دلیل، راهنماییها بسیار هدفمند و متناسب با مرحله شغلی فرد خواهد بود.
سبک های اصلی کوچینگ
برای اثربخشی کوچینگ، باید توافق روشنی درباره نتایج مورد انتظار وجود داشته باشد. چهار سبک اصلی کوچینگ عبارتاند از:

- سبک آمرانه (Autocratic): در این سبک، کوچ اختیار کامل دارد. برای مراجعانی مناسب است که ساختار مشخص را ترجیح میدهند یا نیازمند رسیدگی به چالشهای خاص هستند.
- سبک دموکراتیک (Democratic): در این روش، شرکتکنندگان در تعیین اهداف و سبک کار نقش دارند. کوچینگ در این سبک، بیشتر نقش حمایتکننده و انگیزشی دارد تا افراد به اهداف خود دست یابند.
- سبک تحولآفرین (Transformational): نوعی کوچینگ انعطافپذیر است که برای مدیریت تغییر، افزایش اعتمادبهنفس و توسعه رهبری بسیار مفید واقع میشود. این روش بر پایۀ یک اتحاد قوی میان کوچ و فرد شرکتکننده شکل میگیرد.
- سبک کلنگر :(Holistic) این سبک بر همه جنبههای زندگی فرد تمرکز میکند؛ از اهداف شخصی و تعادل کار و زندگی گرفته تا نقش او در جامعه! هدف از این نوع کوچینگ، پرورش خودآگاهی، بهبود تصمیمگیری و یادگیری حمایت از دیگران است.
تفاوت کوچینگ و منتورینگ چیست؟
عمدهی تفاوت بین کویچنگ و منتورینگ، در چند نکتهی ظریف خلاصه میشود. اساساً تمرکز منتورها و منتورینگ، بیشتر بر آینده است؛ در حالی که تمرکز کوچها بیشتر بر حال و نهایتاً بر آیندهی نزدیک است. در پروسه منتورینگ نقش منتور میتواند بنا بر نیاز مراجعهکننده تغییر کند، یعنی گاهی مشاور، گاهی کوچ، گاهی یک دوست مشوق و گاهی آموزگار باشد، ولی در کوچینگ نقش یک کوچ همیشه ثابت است.
منتورها و مشاورها بیشتر راهکارهای تخصصی جهت رفع یک مشکل یا درمان یک اختلال را ارائه میدهند. آنها بیشتر متمرکز بر گذشتهی افراد هستند و به دنبال چرایی برخی از مسائل و اتفاقات میگردند و سعی میکنند با همفکری با مراجعهکننده یا ارائهی راهکارهای تخصصی، قدمی در رفع مشکل او بردارند. تمرکز آنها هم بر درون افراد و هم بر عوامل بیرونیست، در حالیکه تمرکز کوچینگ بیشتر بر درون افراد و کمک به آنها برای دستیابی به آگاهیهای درونفردیست.
منتور کیست؟
برای دستیابی به تفاوت فرآیند منتورینگ و کوچینگ، نیاز به واکاوی رویکرد و عملکرد منتور و کوچ داریم. در اینجا مشخصاً به بررسی کیستی منتور و رویکرد و نحوهی عملکرد او میپردازیم. منتور شخصی است که با پیشزمینهی تحصیلات آکادمیک حوزههای مرتبط روانشناختی، به اشخاص دیگر مشاوره ارائه میدهد. منتور، با توجه به احاطه بر مباحث روانشناختی، بیشتر نقش راهنما را دارد و افرادی را که درگیر چالشها و مسائل روانی و رفتاری هستند، به سمت راهکار هدایت میکند.
به طور کلی، حوزهی فعالیتهای منتورها را در دو گروه میتوان دستهبندی کرد؛ حوزهی شغلی (حرفهای) و حوزهی روانشناختی. در حوزهی حرفهای، منتور تلاش میکند تا به عنوان یک مربی به فرد مراجع، توصیههایی داشته باشد و رشد و عملکرد حرفهای او را بالا ببرد. در حوزهی روانشناختی که مهمتر و پررنگتر از حوزهی قبل است؛ منتور به عنوان یک الگو و راهنما ایفای نقش میکند و به عنصر الهامبخش تبدیل میشود. این دو حوزه معمولاً همزمان اتفاق میافتند و به فرد این امکان را میدهند تا علاوه بر پیشرفت در حوزهی شغلی، توازنی مناسب بین شغل و زندگی شخصی برقرار سازد.
منتورینگ چیست؟
ابتدا باید توجه داشته باشید که ما در مقاله: منتورینگ چیست، بطور مفصل به این موضوع پرداخته ایم و پیشنهاد میکنیم حتما آن مقاله را مطالعه نمایید. رابطه و فرآیندی است که طی آن منتور و مراجع در محیطی مورد توافق، به بررسی روانشناختی چالشهای مراجع میپردازند. هدف از این بررسی، رسیدن به راهکارهای مبتنی بر علوم پایهی روانشناسی و رفتارشناسی است. برای دریافت مشاوره منتورینگ مجموعه سیتاپ همین الان با کارشناسان ما تماس بگیرید. دانش، توصیه و منابعی که منتور با فرد در میان میگذارد، بستگی به اهداف رابطهی منتورینگ دارد. ممکن است منتور، اطلاعاتی را راجع به مسیر شغلی خود به فرد بدهد یا بیشتر به دنبال پشتیبانی کردن احساسی، دادن انگیزه و ایفای نقش یک راهنما باشد.
کمک به کشف ظرفیتهای جدید در هر شغل، هدفگذاری صحیح و شناسایی منابع نیز میتواند در حوزهی عملکرد منتور قرار بگیرد. نقش منتور با توجه به نیاز فرد تغییر میکند. بعضی از رابطههای منتورینگ بر اساس برنامههایی ساختاریافته و منظم بنا شدهاند که انتظارات و دستورالعملهای مشخصی دارند. ولی بعضی دیگر، حالتی غیررسمی دارند. و تمامیت این فرآیند میتواند با توجه به نیاز، شخصیسازی شود. برای درک بهتر مباحث مربوط به منتورینگ پیشنهاد میکنیم مقاله منتورینگ چیست؟ را بخوانید.
اهداف کوچ و کوچینگ
ابتداییترین و اصولیترین هدف کوچینگ، تشویق تفکر، تأمل و تعمق بر حقیقت وجودی است. این هدف به دنبال ایجاد فرصتی است تا افراد بتوانند از مناظر تازه، خود را ببینند. این فرصت به شناسایی و درک تواناییها و مهارتهای آنها کمک میکند. تعمیق و آنالیز دقیق مسائل، به منظور حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب، مهمترین هدف کوچینگ و کوچ است. یک کوچ، با بهکارگیری ابزارهای کوچینگ و تقویت مهارتهای مربیگری خود، نقش حامی و همراه افراد را به عهده دارد؛ نه هدایتگر. شما میتوانید جهت رشد کسب و کار و بیزینس خود از خدمات منتورینگ سیتاپ استفاده کنید
مزایای فردی کوچینگ
مزایای معمول کوچینگ برای افراد عبارتند از: ۱- پیشرفت در مهارتهای ارتباطی و بین فردی ۲- توسعهی تواناییهای رهبری و مدیریتی ۳- یافتن راه حلهای پایدار برای مسائل شخصی و کاری ۴- افزایش ظرفیت برای حل تعارض در سازمان ۵- تغییرات مثبت در نگرش و انگیزه ۶- افزایش اعتماد به نفس شخصی ۷- بهبود عملکرد مدیریتی ۸- احساس تعامل، ارزش و حمایت بیشتر ۹- احساس آمادگی بیشتر برای تغییر نقش یا تغییر سازمانی ۱۰- صلاحیت ناخودآگاه
مزایای کوچینگ در کسب و کارها
فارغ از هر نکتهای، نمیتوان از مزایای کوچینگ در کسبوکارها غافل بود! در ادامه از مهمترین مزایای کوچینگ که به رشد فردی و سازمانی منجر میشود برایتان خواهیم گفت:

- بهبود تمرکز و مدیریت زمان: کوچها استراتژیهایی ارائه میدهند تا بر اهمالکاری غلبه، وظایف را اولویتبندی و زمان را بهطور موثر مدیریت کنید. نتیجه این کار، دستیابی به تعادل سالمتر میان کار و زندگی است.
- تسهیل در تعیین اهداف روشن: کوچینگ به شما کمک میکند که اهداف SMART <مشخص، قابلاندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط و زمانبندیشده> تعریف کنید و گامهای عملی برای رسیدن به اهداف کوتاهمدت و بلندمدت شغلی خود بردارید.
- افزایش رضایت شغلی: دیدگاهی بیرونی کمک میکند فرصتهای بهبود را شناسایی و روی ایدههای جدید فکر کنید و در تصمیمگیریهای شغلی نامطمئن، راهنمایی بگیرید. نتیجۀ این فرایند، احساس رضایت و تحقق شخصی بیشتر است.
- شفافسازی ارزشهای فردی: تعریف کوچینگ شامل کمک به شما برای شناسایی ارزشهای واقعی زندگیتان است. این موضوع باعث میشود بتوانید اصول خود را در کار روزانه ادغام و با یکپارچگی بیشتر و پیوند عمیقتر، به وظایف خود عمل کنید.
- ارائه استراتژی برای غلبه بر موانع: کوچینگ به شما کمک میکند که ذهنیتی مثبت داشته باشید و تکنیکهایی بیاموزید که برای عبور از چالشهای شخصیِ تاثیرگذار بر کارتان موثر باشد و بهرهوریتان را توسعه دهید. این موضوع همچنین میتواند به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبتتر کمک کند.
- تقویت اعتمادبهنفس: ازطریق تمرینها و تکنیکها، کوچینگ عزتنفس را افزایش میدهد و کارکنان را توانمند میسازد تا مسئولیتهای جدید را بپذیرند، بر دیگران تاثیر بگذارند و تصمیمهای آگاهانه بگیرند.
- توسعه مهارتهای انتقالپذیر: کوچینگ در کسب و کار، هم مهارتهای سخت و فنی برای عملکرد بهتر و ارتقای شغلی را تقویت میکند، هم مهارتهای نرم مانند ارتباط موثر و حل مسئله را بهبود میبخشد تا افراد بتوانند به اعضای تیم بهتری تبدیل شوند.
- افزایش درگیری و مشارکت کارکنان: سرمایهگذاری در کوچینگ نشان میدهد که کارکنان برای سازمان ارزشمند هستند. این موضوع باعث افزایش مشارکت، تشویق به حضور فعال و بهبود نرخ حفظ و ماندگاری کارکنان میشود.
- پرورش ارتباطات حرفهای: تعامل با یک کوچ، دسترسی به یک منبع ارزشمند و رهبر فکری را فراهم میکند؛ منبعی که الهامبخش مداوم است و درک عمیقتری از حوزه کاری شما ارائه میدهد.
- پرورش رهبران آینده: کوچینگ با توسعه مهارتهای ضروری مانند مدیریت استرس، چشمانداز استراتژیک و تصمیمگیری، کارکنان جوانتر را برای نقشهای رهبری آماده میسازد. این امر به برنامهریزی جانشینی سازمان کمک میکند.
مزایای کوچینگ سازمانی
یک مکالمهی کوچینگ، کیفیت متفاوتی با مکالمات روزمرهی اجتماعی یا کاری دارد. و با تکیه بر نقطه تمایز خود که افزایش کیفیت گوش کردن است؛ فضایی که فراهم میکند، متفاوت و موثر است.
این کیفیت فضای ارتباطی، در کوچینگ سازمانی میتواند به مدیران کمک کند تا شرایط کارکنان خود را بهتر درک کرده و در مورد اقدامات درون و برونسازمانی، انتخابهای واضحتری انجام دهند. سازمان، همانند یک سیستم بوده و از اجزای مختلفی تشکیل شده است. کوچ سازمان به سادهسازی سیستم کسب و کار و فرآیندهای مختلف از قبیل فروش، کمک میکند. کوچینگ سازمانی، راهنمایی و ابزارهایی را در سطح مدیریت سازمان به افراد ارائه میدهد، با این هدف که بتواند تحولی مثبت و سیستماتیک را درون سازمانها ایجاد نماید. بنابراین برای کمک به سازمانها در راه دستیابی به اهداف استراتژیک، ایجاد صلاحیت مدیریتی و ایجاد تغییر در فرهنگ توسعه و تحول آنها، وجود کوچینگ سازمانی، امری ضروری مینماید.
معایب کوچینگ در کسب و کار
اگرچه کوچینگ ابزاری محبوب برای توسعه فردی و حرفهای است، اما نقاطی هم دارد که ممکن است بهعنوان ضعف در نظر گرفته شوند! برای مثال:
- هزینههای کوچینگ نکته قابل توجهی است. کوچینگ باکیفیت، معمولا بسیار گران است و همین موضوع آن را برای افرادی که منابع مالی محدودی دارند، دستنیافتنی میکند.
- کوچینگ یک راهحل سریع یا کوتاهمدت نیست و نیاز به صرف زمان قابلتوجهی دارد. این فرایند، نیازمند تعهد جدی به جلسات منظم و پیگیری تمرینهاست. برای افرادی که برنامه کاری شلوغی دارند، این موضوع میتواند به مانعی بزرگ تبدیل شود.
- اثربخشی کوچینگ کاملا به تخصص و رویکرد کوچ بستگی دارد. اگر کوچ مهارت کافی نداشته باشد یا تناسب درستی با نیازهای فرد برقرار نشود، نتایج میتواند ناامیدکننده باشد!
- موفقیت در کوچینگ تضمینشده نیست! این موفقیت به تعهد فرد و شایستگی کوچ بستگی دارد. ممکن است زمان و هزینه زیادی صرف شود بدون آنکه نتایج مورد انتظار به دست آید.
نکته بسیار مهم:
با وجود قدرت و محبوبیت کوچینگ در کسب و کار و توسعه فردی، لازم است این موارد را بهطور واقعبینانه در نظر گرفت! هزینه بالا، زمانبر بودن، وابستگی به مهارت کوچ و نبود تضمین قطعی در نتایج، همه عواملی هستند که باید پیش از ورود به فرایند کوچینگ، مورد توجه قرار گیرند تا تجربهای مفید و اثربخش حاصل شود. بهعبارتی، انتخاب یک کوچ یا سازمان ارائهدهندۀ خدمات کوچینگ که کارنامۀ درخشانی دارد؛ نقش حیاتی در موفقیت شما ایفا میکند و شما را در مسیر درستی قرار میدهد!
ویژگی های یک کوچ موفق
یافتن کوچ مناسب در کسبوکار بسیار حیاتی است، چراکه عدم سختگیری در این حوزه میتواند منجر به انتخابهای ضعیف و ناکارآمد شود. برای یافتن یک کوچ موفق به دنبال این ویژگیهای کلیدی باشید:
ذهنیت مدیرعامل
موثرترین کوچها کسانی هستند که تجربه واقعی در بالا رفتن از نردبان مدیریتی یا اداره یک کسبوکار موفق داشتهاند. این تجربه به آنها امکان میدهد گامهای عملی و ارزشمند برای رشد ارائه دهند، گامهایی که براساس دانش واقعی و کاربردی است، نه صرفا تئوری.
رویکرد شخصیسازیشده
یک کوچ حرفهای از استراتژیهای کلیشهای و “یک نسخه برای همه” پرهیز میکند! او با دقت، روشها، مدلها و توصیههای خود را متناسب با اهداف، چشمانداز و ویژگیهای منحصربهفرد کسبوکار شما تنظیم میکند.
شبکه ارتباطی قوی
کوچهای خوب معمولا شبکهای مطمئن از متخصصان و حرفهایهای دیگر را در چنته دارند. این موضوع به آنها اجازه میدهد هر زمان لازم باشد، دانش تخصصی را وارد فرایند کنند و منابع و ارتباطات ارزشمندی در اختیار شما بگذارند تا بر هر چالشی غلبه کنید.
تمرکز بر استقلال شما
یک کوچینگ موثر در کسب و کار، هدفش این است که شما را به استقلال برساند؛ نه اینکه خود را به شما وابسته کند. هدف اصلی او این است که ابزارها و مهارتهایی در اختیار شما قرار دهد تا بتوانید بهتنهایی موفق شوید، نه اینکه شما را در قراردادهای بلندمدت نگه دارد. همین رویکرد ارزشافزا، او را از کوچهایی که صرفا انگیزه مالی دارند متمایز میکند.

انتخاب کوچی که این ویژگیها را داشته باشد، تفاوت میان بازگشت سرمایه ضعیف و دستیابی به رشدی پایدار و همیشگی در کسبوکار است.
ارزشهای بنیادین کوچینگ سازمانی
فرآیندهای اجرایی مبتنی بر ساختار، ارزشها و اصولی دارند که در صورت شفافسازی برای طرفین فرآیند، اثرگذارتر خواهند بود. این ارزشها با مهارتهای یک کوچ کارآزموده، تبلور بیشتری خواهند داشت. ارزشهای کوچینگ سازمانی در چند سرفصل تقسیمبندی میشوند: ۱- ارتقاء توانمندی مشارکت و تیمسازی ۲- درک و شناخت مجزای هر فرد در متن بخش و سازمان ۳- شناسایی و تقویت نقاط قوت افراد و بخشها ۴- آموزش، حمایت و همراهی مدیران ارشد و میانی توسط کوچ ۵- تدوین راهنمای نقشهی راه برای شروع توسعه و تحول سازمان به سمت رها شدن از وضعیت موجود و رها شدن در وضعیت مطلوب
فرهنگ کوچینگ در سازمان
هر فرآیند عملیاتی اعم از فرآیند کوچینگ سازمانی، برای به رسمیت شناخته شدن و اثرگذاری، نیاز به فرهنگ فرآیند دارد. زمانی که افراد زیادی در سراسر سازمان بیشتر از رویکرد کوچینگ استفاده میکنند، تأثیر گستردهتری بر خدمات و فرهنگ سازمانی خواهد داشت. فرهنگی که در آن افراد، بهتر و بیشتر گوش میدهند؛ از خود مشارکت و دلسوزی حقیقی نشان میدهند؛ از دیدگاههای باقی افراد سازمان و امکانات جدید بهرهی بیشتری میبرند. سازمانهایی که مایل هستند مزایای کوچینگ را به حداکثر برسانند، باید بر افزایش دامنه و در دسترس بودن آن تمرکز کنند. تا فرهنگ کوچینگ را در سراسر نیروی کار خود ایجاد کنند. این بدان معنی است که کوچینگ باید در رأس سازمان پشتیبانی شود، اما فقط به مدیران ارشد و سازمانها محدود نمیشود. بلکه سازمانها باید منابع خود را برای توسعهی تواناییهای داخلی خود اختصاص دهند.
مهارتها و ابزارهای کوچینگ
برای رویکرد کوچینگ، شامل مهارتهایی است که نیاز به تمرین و ممارست برای رسیدن به بهبود مستمر دارند. کوچ باید از یک پکیج مهارتی مربیگری استفاده نماید که مهمترین آنها را ادامه میخوانید: ۱- خلق ارتباط و حضور حمایتگرانه و همراهانه با توجه کامل در ارتباط با شخص مقابل که در یک مکالمهی کوچینگ شرکت میکند؛ منظور از ارتباط، ایجاد فضای امن بر پایهی اعتمادسازی بین فردی است. ۲- گوش کردن فعال و توجه عمیق به گفتههای طرف مقابل با آنالیز دقیق لحن و زبان بدن طرف مقابل. ۳- جمعبندی یا نقل قول صحبتهای شخص دیگر به عنوان راهی برای کمک به دیگران، برای ایجاد تأمل در گفتهی آنها به جای توصیه و قضاوت. ۴- استفاده از سوالهای های باز که شخص دیگر را ترغیب میکند بیشتر بگوید، تأمل کند و بیشتر در مورد وضعیت خود درک کند. ۵- آمادگی برای دادن بازخورد صادقانه، واضح و مشخص، ضمن اطمینان از اینکه ارتباط خلق شده، مثبت و باز میماند. ۶- شنیدن ناگفتههای طرف مقابل از میان گفتهها برای نشان دادن خود حقیقی او به خود واقعیاش. 
چگونگی اجرای فرآیند کوچینگ فرایند کوچینگ، یک عملیات هدفمند است که به فرد مراجعهکننده کمک میکند تا با کمک کوچ یا مربی خود، استعدادها و تواناییهای خود را بشناسد و با ایجاد انگیزه از جانب کوچ در راه رسیدن به اهداف خود گامهای مهمی بردارد. فرآیند کوچینگ، با ایجاد انگیزهی بالا در افراد باعث میشود تا با روحیهی مثبت در فرصت به وجود آمده، همراه با بهترین راه حل بتوانند انتخاب مناسبی برای رسیدن به هدف خود داشته باشند و شاهد موفقیت و پیشرفت کسب و کار، حرفه و یا شغل خود باشند. این مقاله نیز برای شما مفید خواهد بود: منتورینگ چیست؟ در واقع کوچینگ مانند یک سفر پر پیچ و خم است که فرد با راهنماییهای کوچ میتواند سریعتر و راحتتر به مقصد برسد. اهدافی که فرد مراجع، طی این فرآیند باید برای خود مشخص کند دارای ویژگیهایی از جمله: ۱- صریح و مشخص (Specific) ۲- قابل سنجش (Measurable) ۳- دست یافتنی (Achievable) ۴- واقعگرایانه (Realistic) ۵- دارای چارچوب زمانی مشخص (Timely) پس از شفافیت نوع چالش مراجع، کوچ طی فرآیند کوچینگ به او کمک میکند تا با واقعیتها و مهارتهای درونش مواجه شود و موقعیت کنونی خود را به شکلی صریح و واقعگرایانه توصیف کند. در مرحلهی بعد، مراجع به بررسی گزینههایی میپردازد که او را در راه رسیدن به هدف کمک میکند و در نهایت، لیستی از اقداماتی تهیه میکند که میتواند با کمک آنها به هدفش برسد. فرآیند کوچینگ، آمیزهای از چالش و حمایت است. زیرا کوچینگ، صرفاً نه یک روش درمانی، نه آموزش، نه مشاوره و نه منتورینگ است. در واقع فرآیند کوچینگ، یک رابطهی مشارکتی بین کوچ و فرد مراجعهکننده است که با طرح مسائل از جانب فرد شروع میشود. در ادامه، کوچ یا مربی حرفهای با طرح سوالات قدرتمند و جمعآوری اطلاعات از پاسخها، پای در فرآیندی میگذرد که انتهایش، رسیدن فرد به راهکار از درون خود است.
دستاوردهای کوچینگ سازمانی
توسعهی فردی و سازمانی با همکاری افراد، افزایش اعتماد به نفس، خودباوری، خودشناسی و افزایش سطح درک و آگاهی از مهمترین دستاوردهای فرآیند کوچینگ به شمار میروند. از مهمترین دستاوردهای کوچینگ سازمانی نیز صلاحیتپروری در سطح مدیران و کارشناسان ارشد و میانی سازمانها را میتوان نام برد. در این مقاله سعی کردیم صفر تا صد کوچینگ سازمانی را با دستهبندیهای مناسب و مشخص، ارائه دهیم. امید که مفید واقع شود.
در این مقاله از سیتاپ، نکاتی بسیار طلایی درخصوص کوچینگ و نقش آن در زندگی فردی، سازمانی و کسب و کارتان گفتیم. اگر به دنبال ارتقا کیفیت شخصیت فردی، سازمانی و کسب و کار خود در سطح خرد و کلان هستید و میخواهید به موفقیتی تزلزلناپذیر دست پیدا کنید؛ کافی است با بهترین متخصصان حرفهای و کارآزمودۀ ما در حوزه خدمات منتورینگ منابع سازمانی تماس بگیرید و حمایت آنها را در تمام مراحل، تا رسیدن به نقطه اوج توانمندیهایتان، با خود داشته باشید!


